نگاه دانلود
دانلود رمان

دانلود رمان مسابقه عاشقم کن نویسنده ناشناس

دانلود رمان مسابقه عاشقم کن با لینک مستقیم

دانلود رمان مسابقه عاشقم کن با لینک مستقیم

دانلود رمان عاشقانه مسابقه عاشقم کن با فرمت pdf مناسب برای گوشی و کامپیوتر

 رمان : مسابقه عاشقم کن

ژانر : عاشقانه

نویسنده : ناشناس

خلاصه :
پسری پولدار دو رگه ایرانی اسپانیایی در امریکا تصمیم میگیره که برای ازدواجش برنامه ی بسیار جالب و مناسبی رو ترتیب بده اینکه در تلویزیون و از طریق شبکه های ماهواره ای اگهی میده دخترهایی که میخوان با این پسر خوشتیپ ازدواج کنن به این برنامه بیان تا شانس خودشونو امتحان کنن ویه دختر شرور ایرانی و بسیار زیبا هم برای تفریح پا به این برنامه میزاره و ..

بخشی از دانلود رمان مسابقه عاشقم کن:

چیزی نگذشت که خودمونو توی فرودگاه وگاس دیدیم و لیموزینی که برای بردنمون اومده بود
همینکه به راهنمایی مرد سیاهپوستی که پاول نام داشت وارد لیموزین شدیم سه تا دختر دیگه رو هم دیدیم
هر پنج تامون با تعجب بهم نگاه میکردیم دختر سبزه و بسیار بسیار لوندی که جلوی من نشسته بودسکوتو شکست :بچه ها فکر نمیکنید وقتشه باهم اشنا بشیم
مگی :من مگی هستم اهل اسپانیا
دختر بلوند نه چندان زیبایی که بسیار هم مغرور بنظر میرسید با بیمیلی گفت:الگا ….روس
با تمسخر نگاهش کردم تمام هیکلش بیرون بود از سینه گرفته تا پا ها لباسش بیشتر مثل لباس خواب بود
دختر سیاهپوست :هی خوشگله……تو اسمت چیه کجایی هستی ….واقعا که زیبایی
ازش خوشم میومد ……خیلی مهربون وپاک بود و البته زیبا …..چشمان درشت و عسلی ….
:من مهرسا هستم اهل ایران
:شنیده بودم دخترای خاورمیانه زیبان ولی نه تا این حد
مگی:تازه این زشتشونه مامانشو ببینی چی میگی….راستی اسم خودت چیه
:من الیشیام …..اهل برزیل
بعد به دخترژاپنی که اونور بود اشاره کرد و گفت:و شما ؟
من هم می می هستم از ژاپن تو کیو
ههممون با هم شروع کردیم و از هر دری باهم سخن گفتیم فقط ولگا بود که حرف نمیزد لیموزین دم یه قصر نباتی رنگ نگه داشت که روبروش استخر خیلی بزرگی بود و دورش پر درختهای سر سبز و گلهای رنگارنگ انگار بهشت بود …..الیشیا :وایییییی خدای من …..واقعا دیدن اینجا حتی به باختنش هم میارزید
ولگا:واقعا انقدر برات جالبه ؟خونه عموی من در اوهایو صد برابر اینجاس اون حتی یه جزیره هم داره
من :واقعا ؟خوش بحالش
ولگا:معلومه باید مسخره کنی چون تو یه خاورمیانه ایه جهان سومی و فقیری که همچین چیزی حتی در مخیلت هم نیست براش زبون درازی کردم که یهو دیدیم دنیل اومد همه به صف وایستادن
مگی:وای هلووووووووووووووو اومد
:خاک تو سرت صد بار گفتم این طوری وا نده
دنیل با یه تاپ اسپرت مردانه و یه عینک دودی مارک ری بن وارد شد و بوی ادکلنش که تولید کنندش خودش بود همه جا رو پر کرد

:سلام جیگرا……منو که میشناسید بهتون خیر مقدم میگم …..به خونه خودتون خوش اومدید
خودتونو یکبار دیگه معرفی کنید یکی یکی باهمه دست داد و وقتی به ولگا رسید ولگا به دست دادن اکتفا نکرد :میشه شما رو ببوسم
:البته من میتونم این ارزوتو براورده کنم
ولگا طولانی لبهای دنیل رو بوسید هممون متعجب بودیم مگی دستاش حسابی داشت میلرزید :خدایا نه
به مگی که رسید حتی باهاش دست هم نداد و فقط بایه لبخند تصنعی باهاش سلام و احوالپرسی کرد
. بعد نوبت من شد :بهبه ……خوشگل خانم هموطن ……تو دوست نداری منو ببوسی …..من به شدت استقبال میکنما

  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.